الملا فتح الله الكاشاني
123
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
بِوَكِيلٍ نگاه بان يعنى اجبار كننده ايشان بايمان و حافظ آن در قلوب ايشان بر وجهى كه نگذارى كه در ضلالت افتند و از حق منصرف شوند چه اين از تحت قدرت تو بيرونست بلكه بر تو نيست به غير از رسانيدن چه مبانى تكليف بر اختيار است نه اجبار پس بجهة تنبيه مشركان بر قدرت بر بعث ميفرمايد كه . اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ خداى قبض مىكند جميع نفسها را حِينَ مَوْتِها هنگام مردن ايشان يعنى نزد انقضاى آجال قطع حياة ايشان مىكند بقوله الى اجل مسمى وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ و فرا ميگيرد نفسهائى را كه نمرده است فِي مَنامِها در خواب آن پس قطع تصرف و تدبير آن مىكند از آن نه قطع حياة فَيُمْسِكُ الَّتِي پس نگاه ميدارد در آنجهان آن نفوسى كه قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ قضى كرده شده است بر او مرگ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى و ميفرستد نفوس ديگر كه از آن زندگانست با بدان ايشان إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى تا وقت نام برده شده يعنى هنگام اجل از ابن عباس مرويست كه در بدن آدمى نفس و روح هر دو هست و ميان ايشان شعاعى است بمثابهء شعاع آفتاب نفس آنست كه عقل و تميز به آن متعلق است و روح و نفس تحرك به آن قائم است هرگاه كه بندهء بخواب رفت خداى تعالى قبض نفس او مىكند و روح را به حال خود ميگذارد وقتى كه مرد قبض هر دو مينمايد پس زوال روح مستلزم زوال نفس است بدون عكس و مويد اينست كه عياشى از حسن بن محبوب نقل كرده و وى از عمرو بن ثابت ابى مقدام كه امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه هيچكس بخواب نميرود مگر كه نفس او عروج به آسمان مىكند و روح در بدن ميماند و ميان روح و نفس شعاعى پيدا مىشود چون شعاع آفتاب پس اگر اذن الهى تعلق ميگيرد بقبض ارواح روح اجابت مىكند و اگر اذن او متعلق شود ببقاى روح نفس اجابة روح مىكند اينست قوله تعالى يتوفى الانفس حين موتها هرگاه كه نفس نائم ملاحظهء ملكوت سماوات مىكند آنچه در خواب مىبيند قابليت تاويل و تعبير دارد و اگر چنانچه ميان آسمان و زمين است كه مشاهده مىكند آن از تخيلات شيطانست و صالح تاويل نيست إِنَّ فِي ذلِكَ بدرستى كه در اين توفى و امساك و ارسال لَآياتٍ هر آينه علامات واضحه است بر كمال قدرت و دلالات لايحه بر حشر و نشر روز قيامة لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ مر هر گروهى را كه تفكر و تامل نمايند از اين امر استنباط كنند كه اماتة مشابه نوم است و احياء مماثل يقظه پس او سبحانه قادر بر بعث و نشور باشد در نورية مذكور است كه ايفرزند آدم بر طريقى كه در خواب ميروى بميرى و بر طرزى كه بيدار